-
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه محرم -
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه صفر -
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه ربیع الأول -
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه ربیع الثانی -
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه جمادی الأول -
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه جمادی الثانی -
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه رجب
-
سایت قرآنی تنـــــزیل -
سایت مقام معظم رهبری -
سایت آیت الله مکارم شیرازی -
سایت آیت الله نوری همدانی -
سایت آیت الله فاضل لنکرانی -
سایت آیت الله سیستانی
مناجات ماه محرمی با صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه
نمیدانم چرا دردِ دلـم، درمـان نمیگیرد غم هجرانِ جانفرسای تو، پایان نمیگیرد من از سختیِ دردِ دوریات دق میکنم آخر فراقِ تو به من یک لحظه هم آسان نمیگیرد برای خشکی چشمم علاجی نیست جز گریه کویر من به هر در میزند، باران نمیگیرد تو را دنیا گرفت از من، عجب دنیای نامردی! چرا مردی از این بیمعرفت تاوان نمیگیرد اگر بودی، اقلّاً این گدایت سرپناهی داشت دل سرگشتهام بیتو سر و سامان نمیگیرد هزاران بار عهدم را شکستم، مایۀ ننگم تمام شهر از من حس اطمینان نمیگیرد گـناه آمد، تـمام اعـتبارم را گرفت و برد که حتی سایۀ من از خودم فرمان نمیگیرد بیا از شرّ شیطانی به نام «من» رهایم کن تو که باشی کنارم، اینقَدَر میدان نمیگیرد وَ قَدْ أَفْنَيْتُ عُمْرِى، عمر من در خواب غفلت رفت تو کاری کن، اجل بی اذن تو که جان نمیگیرد خلاصه با همین آلودگیها، دوستت دارم برای هیچکس قلبم به این میزان نمیگیرد خمارم، میل انگور ضریح مرتضی دارم شرابی در حد این بادۀ جوشان، نمیگیرد! میان صحن حیدر از سر عالَم کلاه افتاد کدامین چشمها را برق آن ایوان نمیگیرد رگ خواب منِ دلتنگ، دست دختر شاه است برات کـربلا را جز رقیهجان نمیگیرد؟ جهان میسوخت وقتی دختر از بابا بغل میخواست که بیآغوش، حس عاطفه جریان نمیگیرد خدا را شکر دیگر خیزرانی هم مزاحم نیست لبش را لحظهای از آن لب و دندان نمیگیرد
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مناجات ماه محرمی با صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه
بـیا بـیا دلـمـان را تـکـان بـده شب اول بـیـا و رزق فـراوانمـان بـده شب اول همیشه شرط وصال شما طهارت نفس است برای تـوبه نـمـودن زمان بده شب اول تو را به حرمت این روضهها ضمانتمان کن اگر چه اهل گـناهیم، امان بده شب اول محـرمی که نـباشی، به کار شیعه نیاید به اهل ندبه خودت را نشان بده شب اول برای این که مبادا به روضه کم بگذاریم به جمع گـریهکـنانت توان بده شب اول دو ماه مثل تو باید به گریه انس بگیریم به ما دو چشمۀ اشکِ روان بده شب اول دعـای خـیر تو بوده اگر اسیر حُـسینیم دوبـاره گـریهکن روضۀ سفـیر حسینیم
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مناجات ماه محرمی با صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه
نوشـتهاند دلـم را برای خونجگـری بدون گـریه زمـانه نـمیشود سپـری نیازمند تکامل، به گریه محتاج است درخـتِ آب نـدیـده، نـمیدهد ثـمـری دو فیض، توشۀ راه سلوکِ عاشق هست تـوسّل سـحـری و عـنـایـت سـحـری هـزار نافـله خـواندن چه فـایـده دارد اگر نداشته باشد به عـاشـقان نـظری به هر دَری که زدم باز پشت دَر ماندم بس است در زدنِ من، بس است در به دری برای بـنـده خـریـدن بـیـا سَـرِ بـازار چه خوب میشود این مرتبه مرا بخری بدون تو چه بـلاهـا که بر سـرم آمـد چه حاجت است به گفتن، خودت که با خبری همیشه خیر قنوتِ تو میرسد به همه اگر چه نـامِ مـرا در نَـوافِـلـت نَـبَری خودت برای ظهورت دعا کن و برگرد دعای من به خودم هم نمیکند اثری یگـانه منـتـقـمِ خـونِ کـربـلا! بـرگرد قسم به عَـمّۀ مـظلـومهات بـیا برگرد
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مناجات ماه رمضانی با صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه
مستأصل اینجا آمدم، فکری به حالم کن هر شب رسیدم رو زدم، فکری به حالم کن من با امـیـدی سـمت روضه راه میافتم اینقـدر رفـتـم آمـدم، فـکری به حـالم کن چـیـزی که از آقـایی تو کـم نخـواهد شد بااینکه من خیلی بدم، فکری به حالم کن من بی دعای خیر تو بیراهه خواهم رفت دوزخ نباشد مقصدم، فکری به حالم کن وقتی به حـق عـمـهات زینب قـسـم دادم امشب نکن دیگر ردم، فکری به حالم کن دلـتـنگ بوی سیب صحـن کـربلا هستم دلتنگ عطر مرقـدم، فکری به حالم کن فکری به حالـم کن تو را جان علیاکبر امشب حـلالـم کـن تو را جـان علیاکبر
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مناجات اربعینی با صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه
با این همه دلتنگی و یک جفت کتانی حاشـا که مرا از در این خـانه بـرانی میآیـم از این راه فـقـط در پی یک آه تا منـزل جانـان چه نـیازی به نشانی؟ مجنونم و از سرزنش خلق غمی نیست دیـوانه رهـا کی شده از سنگپـرانی؟ هرگـز نـتـوانـنـد از این کـوی برانـند آن را که تو از لطف به اینسو بکشانی ای آنکه مرا خواندهای! ایکاش بگویی: این بار قـرار است بـیـایی که بـمـانی
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مناجات اربعینی با صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه
مـجـنـونتـرین آوارۀ روی زمـیـنـم آوارۀ كـرب و بـلا در اربــعــیــنـم دیگر نخواهم داشت در دل آرزویی امروز اگر مـهـدی زهـرا را ببـینم آقـا كـجـای شـهـر هـسـتی تا بـیـایم قدری به پای روضههای تو نـشینم با گـریه كـردن بـر غـریـبی تو آقـا امـروز كـامل میشود اركان دیـنـم ای كاش میشد تا كه همچون جاده من نیز از خاك پایت هـرقـدم بوسه بچـیـنم ای وای كه از راه آمـد اربـعـیـن و از غـصۀ زینب نـمردم، شرمگـینم
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مناجات اربعینی با صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه
خـدا کـنـد که دلـم را فـدای یـار کـنم به این بهانه مگـر رنج را مهـار کنم مرا مجال گریز از حصار داغِ تو نیست بگو چگونه ز دست غمت فرار کنم! لباس پارۀ یـوسف به کـوی ما نرسید چـه بـا دل پـدر پـیـرِ بـیقـرار کـنـم! بهار زنـدگیام را خَـزان غـفـلت بُرد نـمیشود به جـوانـیام افـتـخـار کـنم شکست قلب تو از فرطِ بیخیالی من بـنا نـبـود دلـت را جـریـحـهدار کـنـم اگر جواب سلامت به دست من برسد فـراق را به همین حکـم، برکنار کنم شمیم گیسوی خود را به بادها بسپار که بوی زلف تو را عطر ماندگار کنم اگر که طعـمۀ دنیا شدم، خودم کردم نـیـامـدم گـلـه از مکر روزگـار کـنم در اوج سُستیِ باور، تو اعتقاد منی! نشد به نـام تو یـکـبار هم قـمـار کـنم هنوز هم که هنوز است، دوستت دارم بغـل بـگـیـر مـرا تا که آشـکـار کـنم زدم به این در و آن در ببینمت که نشد به جان مادرِ تو ماندهام چه کار کنم! دوای بغض گلوگیر من فقط نجف است کجا به غیر نجف عشق را هوار کنم سر مـرا بـنـویـسـیـد نـذر تـیـغ عـلـی به شوق اینکه فقط لمسِ ذوالفقار کنم علیست راه رسیدن به اربعین حسین پدر اجازه دهـد تـرک این دیـار کـنم هنوز از حرمش برنگـشـته، دلـتـنگم چِقَدر خاطره را پشت هم، قطار کنم کـفـن کـنـیـد مـرا بـا لـبـاسِ مَـشـّـایـه چه عشقبازیِ محضی در آن مزار کنم! تو را قسم به همان شاه بیکفن، برگرد بـیـا اجـازه مـده حـسِّ اِنـکـِـسار کـنم غروب روز دهم، خون به قلب زینب شد حـسـین زیـر سـم اسـب نامـرتب شد
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مناجات اربعینی با صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه
حالا که دیگر جـا نـمـانـدم اربـعـین را میبوسم از جان، جایجایِ این زمین را این خاک که این روزها بوسیده در راه صحـنِ کـف پـاهـای یـاری نـازنین را آقا کجایی تا که همچـون جـاده من نیز بر خاکِ پـاهـای تو بگـذارم جـبـین را بین کدامین موکب امشب با حـضورت خوشحال کردی مردم جادهنـشین را؟! دیــدیــم بــا قــصـد شـکـار زائــرانـت موکب به موکب چشمهای در کمین را بــر دوش خــود آوردهام بـــار ســـلامِ جامـانـدههایی دلشکـسته، دل غـمـین را پا در مسـیـری مینـهـم که قـبلاً از آن بُـردنـد اهـلِ بیتِ شـاهـنـشـاه دین را...
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مناجات ماه محرمی با صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه
بـاز ما را سر این سـفـره نـشـانـدی آقا باز ما را تو به این خـیـمه کشاندی آقا دست و پا گیری ما مانع لطف تو نشد دست مـا را به محـرم تو رسـانـدی آقا مثل هر سال گرفـتی تو فـقـط تحـویـلم بـاز هـم پـای گـنـهـکـار تو مـانـدی آقا گرچه من از همه جا رانده و مانده بودم تـو مـرا از در این خـانـه نـرانـدی آقـا من به قربان دل تو، دل سنگ آب شد از روضههایی که تو در ناحیه خواندی آقا
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مناجات ماه محرمی با صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه
اگر با من نبود این ابر و بارانی که من دارم برایم دردسر میشد گناهانی که من دارم من از وقتی که یادم هست غرق معصیت بودم چه اندوهیست در حال پریشانی که من دارم دل شیطان نفسم را به دست آوردم و دیدم چه سودی میبرد از بار خسرانی که من دارم ضرر کردم، سر بازار هم بی مشتری ماندم خودت گاهی بخر از جنس ارزانی که من دارم من از بی کربلایی گم شدم در شهر، کاری کن دلت آیا نمیسوزد به هجرانی که من دارم یقینا من هم از سرچشمه با خود نور خواهم برد اگر بیرون بیاید ماه پنهـانی که من دارم تو میآیی محرّمها برایم روضه خواهی خواند بخوان روشن بماند آه سوزانی که من دارم بخوان از روضه اصغر، بخوان از تیر از حنجر بخوان تا خون ببارد چشم گریانی که من دارم شروعم با تو بود و با تو خواهد بود پایانم ندارد هیچکس آغاز و پایانی که من دارم
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مناجات ماه محرمی با صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه
سـلام من به تو و بـر مـحـرم جدّت سلام من به تو و روضـۀ غـم جدّت فدای شال سیاهت که پرچم روضهست دوبـاره آمــدهام زیـر پـرچــم جـدّت به زیر چادر زهرا دوباره جمع شدیم شـدیـم سـیـنــهزن داغ مــاتـم جـدّت چقدر گریه نوشتیم پـابهپـای لهـوف چـقـدر روضـه کـنـار مُـقـرَّم جـدّت قسم به گریۀ هر شام و اشک هر صبحت که اشک گریهکنان است، مرهم جدّت خدا کـند که بـمـیرم غروب عاشورا میان ذکـر مـصـیـبات اعـظـم جـدّت هزار بار نوشتیم روضه را، هر بار رسـیدهایم به آن جـسـمِ درهـم جـدّت رسیـدهایم به دسـت بـدون انگـشـتـر رسـیـدهایـم به آن پـیـکــر کـم جـدّت بیا به مجلس روضه به خاطر عباس بـیا به حق هـمـان قـامـت خـم جدّت
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مناجات ماه محرمی با صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه
دیدم به خواب آن آشنا دارد میآید دیـدم كه بر دردم دوا، دارد میآید دیدم كه با شال عزا و چشم گریان مولایمان صاحـبعزا دارد میآید تو بانی این روضهای! دریاب ما را آغوش خود بگشا! گدا دارد میآید امشب نمیدانم چه سرّی هست كاینجا بــوی شـهـیـدان خـدا دارد مـیآیـد در این دهه خط مقدّم هیأتِ ماست از جـبهـه بوی كـربلا دارد میآید اینجا صدای گریه و عطر مناجات از سنـگـر رزمـنـدهها دارد میآید آقا سؤالی داشتم، از سمت گـودال آوای «وا اُمّـا» چرا دارد میآید؟ آتش به جان خیمهها افتاده از درد پـایـان تــلـخ مـاجـرا دارد مـیآیـد
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مناجات ماه محرمی با صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه
بر سینۀ خود میفشارم زانوی غـم را وقتی که بی تو باز میبـیـنم مـحـرم را صاحب عزا با دستهای خویش کوبیدی بر روی دیوار کدامین خانه پرچـم را ای آسمانِ چشمۀ جـوشانِ اشک خـون پُربـارتر کن بارش این اشک نم نم را هرشب میان کوچهها بر سینه خواهی زد وقتی که میخوانند شور و نوحه و دم را بر رشتۀ پـرچـم دخـیل گـریه میبـندم آقا مگیر از دست ما این حبل محکم را با اذن زهرا، اذن مولا، اذن پیـغـمـبر با اذن تو پـوشیدهام این رخـت ماتم را دلشـوره دارم اربـعـیـنم را هـمین اول امضا کن آقـاجـان بـرات کـربـلایم را
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مناجات ماه محرمی با صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه
نشستم رو به روی مرگ، دیدم روز آخر شد تمام عُمر من در حسرت دیدار تو سر شد زمستان در زمستان است بیتو فصلهای ما گُل یاس حـیاط خانـۀ ما زود پـرپـر شد چه با یعقوب کرده دوری یوسف، نمیدانم! همین بسکه به جز اندوهِ کوری، سخت لاغر شد بگو تا کِی نبـینم چـشمهای نـازنـینت را ببـین، آئینهام از این ندیدنها مُکَّـدر شد مصیبت؛ بیحد و اندوه؛ بیپایان و غم؛ دائم دلِ من وارد جـنگی تـمـامـاً نابرابر شد تک و تنها شدم آقا، شُدی تنها کس و کارم! به غیر از تو مرا پس زد تمام شهر، بهتر شد! من از دست گـناهانم، پشیمانم، پریشانم خودم فهمیدهام که حال و روزم شرمآور شد امان از نَفْس، بازی داد روحِ سادهلوحم را جهنم شد اگر دنیای من با این ستمگر شد زمان هر گرفتاری، خدا را شکر زهرا هست همیشه بهترین پشت و پناه طفل، مادر شد هواییام، هواییام، دلم میل نجـف کرده مسیر آخر کـوچ پـرسـتـو بامِ حـیدر شد غلام مرتضی از حوض کوثر آب مینوشد خوشا آن بادۀ نابی که سهم ظرف قنبر شد دلم تنگ است، تنگ دیدن ششگوشۀ ارباب غمِ عاشقکُشِ دلدادهها، دوریِ دلبر شد تو را جان حسینِ تشنۀ بیسر، بیا برگرد! شهیدی که بلای حنجرش، کُندی خنجر شد
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مناجات ماه محرمی با صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه
غروب بختِ مرا صبحگاهِ نیکو نیست چـراغ زنـدگیام را توان سوسو نیست فراقِ یوسف مـصری کجا وُ دوری تو قـیـاس داغ تو در حدِّ این ترازو نیست نـسـیمِ زلفِ تو را حمل میکـند با خود وگرنه باد زمستانِ شهر، خوشبو نیست دل از هوای تو کندن، برای من سخت است هـمیـشه کـوچ، مُـراد دل پرسـتو نیست شــلــوغبـازیِ دنـیــا فـریـب داده مــرا تمام رونق این دَهـر جز هـیاهـو نیست به بی خـیـالـی این روزگـار مـیگِـریَـم تو نیستی و از این غم خمی به ابرو نیست عزیزکردۀ زهـرا ! مریض هجـر تـوأَم علاجِ درد مرا غیر وصل، دارو نیست غُـبـار کـوچـه بـرای تو بـیقـرار شـده کدام ذَرّه به شوق تو در تکاپو نیست؟! مـسـیر آمـدنت رُفـتـگـر نـمیخـواهـد؟! نگو به پلک تَرَم، وقت آب و جارو نیست! چه نذرها که نـکـردیـم تا تو بـرگـردی ببین! به دست زنان مَحَل، النگو نیست تـمـام آرزوی مـادرم ظـهــور تـو بـود دگر بساط دعـایـش مـیان پَـسـتو نیست بیا وُ مثل رضاجان، تو ضامن من شو! اگرچه طینَت این گُرگ، مثل آهو نیست سر مرا بـکـشـان روی دارِ شـاه نجـف که مرگِ ساده در اندیشۀ علیگو نیست علی به دست خودش دفن میکند ما را نـمـاز مَـیِّت ما را امـام، جـز او نـیست تو را به مـادر شیـرخوارۀ حـسـین، بیا رُباب، آنکه شـبیهاش هنوز الگو نیست سهشعبه خورد به حلقوم طفل، مادر مُرد شبیه ذبحِ علی، روضهای دوپهلو نیست
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مناجات ماه محرمی با صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه
عطر تو زینت فزای روضهها، مهدی بیا هجر تو از پا میاندازد مرا، مهدی بیا مهربانتر از پدر مادر به فرزندان تویی العجـل ای بهـترین بابای ما، مهدی بیا نـدبـه بـایـد کرد از درد فراق روی تو اَبـکـیَـنَّـکَ صَبـاحـاً و مَـسـا، مهـدی بیا به تقاص خون جدت یا لثارات الحسین! زودتر با ذوالـفـقـار مرتضی مهدی بیا ای فـدای قـد و بـالای پـیـمـبـرگـونهات وارث حـلـم تـمـام انـبـیـا، مـهـدی بـیــا مادرت زهرای مرضیه صدایت میزند روز و شب مهدی بیا، مهدی بیا، مهدی بیا جان به لب آمد ولی نامت نیفـتاد از لبم عمر من طی شد فقط با ذکرِ یا مهدی بیا صبح عاشورا نشد؛ پس وعدۀ ما اربعین در مسیر از نجـف تا کـربـلا مهدی بیا شیرخواری با گلوی خشک و با چشمانِ تر از دل گهواره میخواند تو را مهدی بیا
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مناجات ماه محرمی با صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه و روضۀ حضرت رقیه
دسـتـی اگـر دارم بـه دامــان تـو دارم چـشـمی اگـر دارم به احـسـان تو دارم از سفـرهای جز سفـرۀ تو نان نخوردم من هرچه دارم از سرِ خـوان تو دارم این زنـدگی با پـای تو مُـردن میارزد جـانـی اگـر دارم بـه قــربـان تـو دارم از معجزات گریه بر شاه غریب است جـایـی اگـر در بـیـنِ یــاران تــو دارم تا کِی بگویم العجـل؟ پس کِی میآیی؟ عمریست در دل، داغ هجران تو دارم هـجـران دلـم را بُـرد تا کـنـج خـرابـه این روضه را از چشم گریان تو دارم بابـا شـبـیـه تو پُـر از دردم، کجـایی؟! بــرگـرد کـه امــیــد درمــان تــو دارم قرآن بخوان اینجا که دیگر خیزران نیست که خـاطـره از صـوت قـرآن تـو دارم دیدم به دست شمـر، تار گـیـسویت را مــرثــیـۀ مــوی پــریــشــان تــو دارم چشمم دوباره خوب میبـیـند؛ عزیزم! امشب که نـور از روی تابان تو دارم
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مناجات ماه محرمی با صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه
چـشـمانـتـظار آمـدنت آسـمان گریست مهتاب روی شانۀ شب بیامان گریست گاهی به لحنِ باد و زمانی به لحن رود در امتداد کوچۀ غربت جهان گریست بیتو تـمـام ثـانـیـه ها ضجـه میزنـنـد آقا بیا که بیتو زمین و زمان گریست دارد بساط روضه به پا میکـند نـسیم باید برای روضۀ گل همچنان گریست احساس پاک لالۀ ششماههای شکست آنکه برای غربتش آب روان گریست ای داغدار روضۀ اصغر دمی بخوان چون شعله باید از غم این خاندان گریست گهـواره را تـکـان بده انگـار مـادرش چون آه شعلهور شد و با هر تکان گریست
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مناجات ماه محرمی با صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه
ای آشکـارِ از همه پنهـان، ظهـور کن تا جان به لب نیامده، ای جان! ظهور کن خـورشـیـد آسـمـان عـلـی! آشکـار شو ماه تـمـام نـیـمـه شـعـبان! ظـهـور کن جاء الحق است زینت دیوارهای شهر برگرد ای بـشارت قـرآن! ظـهـور کن خـشکـیم، بایـریم، کـویـریم، تـشـنـهایم بیحاصلیم حضرت باران! ظهور کن من ظـلـمـتـم به تو نرسم دیـر میشود پس لطف کن به قلب من الآن ظهور کن بر خاکهای فکه، شلمچه، دوکوهه، فاو با خون نوشتهاند شهـیدان: ظهـور کن مسمار شاهد است که زهرای مرضیه میگفت پشت آن درِ سوزان ظهور کن آقـا بـه حـق دسـت بــریــده بـیــا بــیـا آقا به حق ساقی طـفـلان، ظـهـور کن آقـا به حـق آن لـب عـطـشـان بـیـا بـیا آقا به حق آن تن عـریـان، ظهـور کن آقا به حـق آن سر مـابـیـن طـشت زر آقا به حق آن لب و دندان، ظهـور کن
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مناجات ماه محرمی با صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه
تو از سوز دل و از غربت حیدر خبر داری تو از تنهـایی اولاد پیغـمـبر خبر داری تو همچون نور در صُلب حسین ابن علی بودی تو از سوزِ دل صدیقۀ اطهر خبر داری عموی کوچک تو قاتل خود را ندید اما تو خود از آنچه پیش آمد به پشت در، خبر داری تو میدانی علی با چاه کوفه شب چهها میگفت تو از ناگفتهغمهای دلِ حيدر خبر داری تو با جد غریبِ خود به دشت کربلا بودی تو از قلب وی و داغ علیاکبر خبر داری تو روی شانۀ خورشید دیدی ماه کوچک را تو از پیکان و ذبحِ حنجر اصغر خبر داری تو دیدی عمهات زینب کنـار قتلگاه آمد تو از بوسیدن آن نازنینحنجر خبر داری تو میدانی که «میثم» از فراقت سوزد و سازد تو از این بندۀ بیدست و پا، بهتر خبر داری
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مناجات ماه محرمی با صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه
بیتـو اینجا دل ما لک زده از تـنهـایی تو شـبـیـه ضـربـان زمـزمـۀ دلهـایـی گـرد انـدوه و سـتم را بتـکـان از دلها که تـو آرامــش هــر ثــانـیــۀ دنــیـایـی ای که لبخند تو صبح است و نگاه تو سحر همچنان نـوری و روی سر ما پـیـدایی کربلا گـریهکـنان در بغـلـت میسـوزد بیگـمـان مـرهـم غـمهـای دل مـولایی با نگاهت دو سه خط گریۀ جانکاه بخوان ای که دلسـوخـتـۀ غـربت عـاشـورایی ارباً اربا تن دریا به زمین ریخته است روضهخـوان بدن تـشنـهتـرین دریـایی بدنش را تو مگر روی عـبا میچـینی؟ که چـنان شـعـلۀ آتـش به نـظـر میآیی
: امتیاز
|






_1781364862.gif)

















